خرید بک لینک
فاجعهٔ بی‌آیندگی: وقتی آینده پیش از انسان کشته می‌شود۱. ناموجودسازی سیاسی–تاریخی: جنایتی که با گلوله آغاز نمی‌شود وقتی از «ناموجودسازی سیاسی–تاریخی» سخن می‌گوییم، منظور نابودی فوری انسان‌ها نیست. در این نوع سلطه، مردم زنده می‌مانند، نفس می‌کشند، کار می‌کنند و فرزند می‌آورند؛ اما به‌تدریج از چیزی عمیق‌تر محروم می‌شوند: فرصت معنا‌دار زیستن در تاریخ. این شیوهٔ سلطه، به‌جای کشتار آشکار، آینده را هدف می‌گیرد؛ زیرا آینده همان جایی است که امید، مقاومت و بازسازی شکل می‌گیرد.این نوع جنایت خطرناک‌تر از خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 15:40

ضیا صدر مقدمه در تاریخ قدرت، همواره یک منطق ساده اما بی‌رحم تکرار شده است: هر کس بتواند نیازهای اساسی انسان را کنترل کند، می‌تواند خود انسان را نیز تحت سلطه بگیرد. این منطق در دوره‌های مختلف تاریخی، شکل‌های متفاوتی به خود گرفته، اما جوهر آن ثابت مانده است. از کنترل غذا در جوامع کشاورزی گرفته تا کنترل انرژی در جهان صنعتی، و در نهایت کنترل حقیقت در جهان معاصر.آنچه این متن دنبال می‌کند، نه یک نظریه توطئه و نه یک روایت احساسی، بلکه تلاشی تحلیلی برای فهم سازوکارهای سلطه در زمانه‌ای است که زور عریان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 15:40

تعادل، معنا و افق نجات انساننویسنده: ضیا صدر + AI ---تلنگرمردی را تصور کن که همه‌چیز زندگی‌اش «کار می‌کند». ساعتش به‌موقع زنگ می‌زند، تلفنش پر از اعلان است، کارهایش پیش می‌رود، داده‌ها در دسترس‌اند و پاسخ‌ها معمولاً آماده‌اند. او حتی می‌تواند برای آینده برنامه بریزد. اما در خلوتی کوتاه ـ شاید میان دو جلسه، یا درست پیش از خواب ـ پرسشی ساده و بی‌صدا رهایش نمی‌کند:«من دقیقاً در حال چه کاری هستم؟»نه بحرانی رخ داده و نه فقدانی عظیم. فقط این حس مبهم که حرکت هست، شتاب هست، اما جهت نامعلوم است.این تجربادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 15:40

خوابِ بیدارانما بسیار از حقیقت سخن گفته‌ایم، اما کمتر پرسیده‌ایم:این حقیقت،چگونه باید زیسته شود؟این متن،نه گزارش استو نه استدلال؛رؤیای کتاب است.افقی است که پیش از ورود به زمینِ عقلانیِ مباحث،چشمِ جان را آماده می‌کند.آنچه در ادامه می‌آید،داستانِ سقوط معناو فرصتِ بازگشت آن است؛داستانِ انسانی که بیدار استاما خواب می‌بیندو تنها راه نجاتش«خوابِ بیداران» است.---خوابِ بیدارانانسانمدت‌هاست بیدار استاما راه می‌رود در خواب.چشم‌ها باز،دل‌ها بسته.دست‌ها تواناتر از همیشه،و جان‌ها خالی‌تر از هر زمان.مولانا گادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 15:40

Die Geschichte setzte sich fort.Nicht, weil jemand sie weitertragen wollte, sonde weil niemand wusste, an welchem Punkt man sie hätte anhalten müssen.Am Anfang ähnelte alles Geduld.Der Ma schwieg, wurde ruhig, trat einen Schritt zurück. Und jedes Mal, we er zurücktrat, rückte die Stimme der Frau nach vo. Nicht nur lauter, sonde bestimmender. Ihre Worte bekamen einen Ton, der Ton wurde zur Gewohnheit, und die Gewohnheit zur Regel. Unhöflichkeit war kein Bruch mehr – sie war selbst zur Oادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 15:40

تشریح قرآنیِ پناهندگی مسلمانان به جهان غیرمسلمان با تمرکز بر ایران و افغانستانضیا صدر قرآن کریم، برخلاف خوانش‌های احساساتی یا انسان‌دوستانهٔ رایج، مسئلهٔ مهاجرت را در چارچوب «حق فردی برای آسایش» تعریف نمی‌کند. مهاجرت در قرآن، بخشی از اخلاق مسئولیت است؛ کنشی که تنها در نسبت با حقیقت، ظلم، توانایی اصلاح، و غایت انسان معنا پیدا می‌کند. به همین دلیل، قرآن هرگز مهاجرت را به‌طور مطلق ستایش نمی‌کند و حتی در مواردی آن را مسئله داوری سخت قرار می‌دهد.در سورهٔ نساء، آیات ۹۷ تا ۱۰۰، یکی از شفاف‌ترین معیارهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 15:40

خوانشی تاریخی–الهیاتی از سیرهٔ اهل‌بیت تا افق ظهوردر «حدیث ثقلین» که در منابعی چون صحیح مسلم و سنن ترمذی نقل شده، پیامبر از همراهیِ همیشگی «کتاب خدا» و «عترت» سخن می‌گوید و تصریح می‌کند که این دو «هرگز از هم جدا نمی‌شوند». این گزاره، اگر صرفاً فضیلتی عاطفی فهم شود، نیروی تاریخیِ خود را از دست می‌دهد؛ اما اگر آن را «سازوکار مصونیت دین در تاریخ» بدانیم، معنا عمیق می‌شود. قرآن معیار حق است، اما معیار حق می‌تواند در دست قدرت، به متنِ توجیه بدل شود. در این‌جاست که عترت، نه به‌مثابه نسب، بلکه به‌مثابهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 15:40

ضیا صدر: در تحلیل نقش دونالد ترامپ در تنش‌های میان ایران، اسرائیل و امریکا، چگونه می‌توان میان «شخصیت فردی»، «گفتمان سیاسی» و «ساختار قدرت» تمایز گذاشت؟آیا او نماینده نوعی تیپ شخصیتی در سیاست معاصر است—تیپی که میان شعار و عمل شکاف دارد—و اگر چنین است، این تیپ چه نسبتی با سرنوشت جنگ‌ها دارد و چرا این «پیرِ خون‌آشامِ به‌ظاهر مدرن» مهار نمی‌شود؟نادر نورزایی: تمایز میان سه سطح شخصیت، گفتمان و ساختار در فهم نقش ترامپ را می‌توان به‌صورت زیر ترسیم کرد: نخست: شخصیت ترامپشخصیت ترامپ غیرقابل‌محاسبه است. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 15:40

در شهری که مردمانش به نظم و قانون می‌بالیدند، باغی بزرگ وجود داشت که نمونه‌ی جامعِ «مدیریت درست» به‌شمار می‌رفت. این باغ نه‌تنها وسیع بود، بلکه با دقتی مثال‌زدنی اداره می‌شد. برای هر درخت، سهم مشخصی از آب تعیین شده بود؛ برای هر شاخه، زمان هرس در تقویمی دقیق ثبت شده بود؛ و برای هر باغبان، دستورالعمل‌هایی روشن وجود داشت که تخطی از آن‌ها نه لازم بود و نه مجاز.اگر کسی از دور به این باغ نگاه می‌کرد، بی‌تردید آن را ستایش می‌کرد.همه‌چیز مرتب بود، پیش‌بینی‌پذیر بود، و از هرج‌ومرج خبری نبود.درختان ایستادادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 15:40

ضیا صدرتمثیلروزی مردی را به باغی بزرگ راه دادند.باغ، در نگاه نخست ساده می‌نمود؛چند درخت، جوی آبی، راه‌هایی باریک، و آسمانی که بر همه سایه افکنده بود.اما چون اندکی در آن ماند، دریافت که این باغ، تنها مجموعه‌ای از چیزها نیست—بلکه نظمی زنده میان چیزهاست.دید که آب اگر بیش از حد به یک درخت برسد،درختی دیگر خشک می‌شود.و اگر نور به شاخه‌ای نرسد،همان شاخه که روزی سبز بود، به خاموشی می‌گراید.پس فهمید که:باغ، نه با داشتن اجزاء،بلکه با رعایت نسبت‌ها زنده است.در آغاز، او گمان کرد که باغ در اختیار اوست؛پس آب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 15:40

آیا میشه به افغانها کمک کرد؟ضیا صدر _ 22/4/2023ذات آدمی باردار اندوهها، دلتنگیها، آرزوهای و تمناهای و نیازهای جانگداز و بیپایانی است که در بساموارد نمیشه متعلقی برای آنها یافت. خواستی وجود دارد که موضوعش را بهراحتی نمیتوان یافت، دلتنگی که بهسادگی متعلقی برایش نمیشود جست.انسان بهسان روزنه مجهولی است که روزمرگیاش باعث کوری بیشتر آن میگردد. در بسا موارد خواست دارد، اما نمیداند چیست، مطالبه دارد ولی نمیداند که دقیقاً آن چیست، نگران و دلتنگ است، اما نمیداند دقیقاً برای چه؟ پیچیدگی و ناشناختگی انسان بیشتر از همین مشکل ناشی میشه!مشکل آدمی طوری است که هیچکسی نمیتواند برای او کاری بکند، هرگاه خودش توانست سکان کار را دستش بگیرد دیگران میتوانند به او کمکی نمایند؛ بنابراین انسان طوری پدید آمده که دکتر و دوای بیماریاش خودش است و دیگران در صورتی میتوانند برای او کاری کنند که او خود، بخواهد و بتواند کمکها را دریافت کند. بسیاری از روانشناسان و دین شناسان بدین باورند که جهان پر از امداد است اما کسانی که این امدادها را بتوانند را دریافت کنند، بسیار اندک است.هیچ کاری نمیشه برای کسی کرد مگر اینکه خودش بخواهد.مردم افغانستان دچار این مشکلاند که قابلیت و ظرفیت دریافت کمک را ازدستدادهاند. کسانی که به چنین ناتوانی مبتلا گردند امداد و کمکهای جاری در جهان در بسا موارد به زیانشان تمام خواهد شد!تجربه شخصی بنده از زندگی 13 ساله در میان مردم گواه آن است که هرچه به آن مردم مساعدت مالی، غذایی و پولی صورت گرفته به نحوی باعث آسیبهای مادی و مالی و اخلاقی در میان آنها شده است. آنها را بهجای اینکه مستعد تلاش بیشتر برای بهبود زندگی نماید، بهگونهای سرگردان و منتظر کمک بیشتر و دیگر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 11:33

۱.هدایتگران:این گروه مردم را به دربدری و بیچارگی عادت داده و به قناعت نزدیک شان میکنند. شکنجه شدن را رسم کائنات قلمداد نموده و فضای شکنجه را به شکلی از اشکال توجیه نموده و گسترش میدهند.آنها علم امروز را به نحویی تداوم جهل تاریخی بشر دانسته و به آن ارج نمینهند.آنها آزادی را مایه فساد و از دست رفتن سلامت فرد و جامعه میدانند.آنها زنان را محدود مینمایند تا فساد را محدود کرده و در بند کشند.در حالی که آنها دنیا را در ظاهر دوست ندارند، اما به خاطر یک تخم مرغ حاضرند کسی را تباه و برباد کنند. به خاطر به دست آوردن یک روپیه آماده یک میلیون قسم دروغ هستند.مصارف مهمانی و عیاشی آنها چندین برابر مصارف خانوادهشان است، زیرا برای دیگری زندگی کردن را در حقیقت مهمترین ارزش قلمداد نموده و تبلیغ و ترویج مینمایند. آنها دینی را خلق نمودهاند که کمترین شباهت به مجموع آیینهای معنوی بشر دارد.دین آنان به نوعی «مردم چه میگویند» نام دارد و برای نام و نشان در میان مردم حاضر به تن دادن به هر تباهی و شقاوتی میگردند.۲. گروه موسوم به روشنفکران:این گروه مردم را به رفاه نداشته مجذوب و عاشق میکنند. آنها دائما از جهانی به نام غرب مثال میآورند که نمادی از بهشت است. آنها با هزار زبان به افغانها میگویند که اگر تلاش کنید افغانستان تبدیل به آمریکا و اروپا میشود. در حالی که کاهلترین و بی برنامه ترین مردم همینها هستند. اینها دائما از راستی در غرب و تاثیر آن در پیشرفت برای مردم نقل میکنند. در حالی که بسیاری از آنها یک روده راست در شکم خود ندارد.آنها مومنان به آموزههای شبکههای اجتماعی هستند و شهرت در آن مکانها را به اندازه هستی ارزش میدهند.از سوی دیگر، اروپا و آمریکا سر بغندی خیر، منتظر ما ننشستهاند تاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 11:33

ما افغانها و چیزی به نام خودشناسیزندگی عملی در افغانستان نشان میدهد که از چیزی به نام «خود» تعابیر مغشوش و معیوبی ارائه میگردد وهیچ آیین و دستگاه خودشناسی منظم و صحیحی در آنجا رایج نیست تا درباره خودشناسی توصیه و توضیحی ارائه کند. در آنجا مشارالیه چیزی به نام «خود»، عنصر موهومی است که همیشه درگیر تزاحم، تنازع و خشونت بقاست.هر فردی، به سان یک سرباز همواره درگیر دفاع از مرزهای این خود موهوم است. در حالی که معلوم و واضح نیست، جمع باید قربانی حفاظت فرد گردد یا فرد باید قربانی جمع گردد.خودپژوهی کاری است نادر که در جهان به ندرت انجام میشود. اهمیت این کار بیش از تصور زیاد زیاد به نظر میرسد، به گونهای که میتواند در هماهنگی قوای روحی و نیز ارتباط بین جسم و روح و نیز سلامتی اعضای بدن نقش کلیدی ایفا نماید.ارزش خودشناسی هم از سوی علم و هم از سوی دین مورد تأیید و ستایش ویژه قرار گرفته است. به گونهای که در نصوص دینی اهمیت خودکاوی و معرفت النفس فراوان تذکر داده شده و بارها در قرآن و روایات اسلامی ما با چنین مضامینی برمیخوریم: کسی که نسبت به خودش جاهل باشد، نمیتواند به هیچچیزی آگاهی یافته باشد، کسی که خود را بشناسد جهان و خدا را میتواند بشناسد و کسی که خود را شناخت خدا را شناخت و....ناآشکارگی حقیقت و مسئولیت انسانی، موجبات سردرگمیهای و سوء استفادههای فراوانی در حوزههای حیات فردی و اجتماعی- سیاسی، در افغانستان گردیده است.در یک جمع بندی کوتاه به نظر میرسد که چنین ادعایی خالی از حقیقت نیست که بگوییم انسان افغانی ساکن وطن، عموما بیگانهترین و بریدهترین موجود، به خویش است.به نظر می رسد که تجمع انسانهای بیخود از فرد و جمع چیزی ساخته که در هیچ قالب شناخته شدهی فکری-شناختی قرار نمیگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 11:33

  کافر در ادبیات گفتاری مردم افغانستان از داخل فقه اضافهشده است. در فقه کافر به کسی میگویند که ضروریات دینی را آگاهانه انکار کند. در این صورت مستوجب عقاب میشود که اشد آن کشتن فرد کافر است.اما کافری که در ادبیات موجود است معانی دارد که گاهی به نحوی برای تحسین و توصیف کسی نیز استفاده میشود که بسیار اندک است. مثلاً پدری فرزندش را به رفتار طنازانه میگوید: ای کافر!اما عموماً کافر به کسی گفته میشود که خطایی انجام داده است البته بیشتر خطای که جنبه دینی داشته باشد.ولی درصحنه جنگی و سیاسی افغانستان کفر و کافر به کسی یا جریانی میگویند که خشونت و لاابالیگری بیشتری داشته باشد. به تعهد و تفاهم انجامشده اعتنایی نکند.در یک تعریف بسیار در ادبیات عامه کافر کسی است که بهحق یا بهناحق در برابر آدم قرارگرفته باشد.ادبیات اجتماعی بهشدت رنگ و بوی تکفیر دارد اما این تکفیرِ لزوماً به معنای مستوجب سلب همه حقوق نیست.کشیدن واژه کافر از ادبیات بهشدت دشوار و محال به نظر میرسد؛ زیرا خشونت زیاد است و انواع خشونت روزانه بازتولید میگردد.  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: پنجشنبه 2 تير 1401 ساعت: 5:36

  مردم اینجا آماده برداشت کشت و کار خود هستند، آنها کاری به حکومت و قدرت ندارند، بگذارید آنها در آن دخمه تاریخ (زندان سلیمان) چند صباحی بدون طمع و توقع از قدرت و حکومتتان زندگی کنند. آنها هیچچیزی از شما مطالبه ندارند، کاری به کارتان ندارند! لطفاً رهایشان کنید. اگر به بلخاب دخالت کنید، آینده غیرقابلانتظاری فرار رویتان پیش خواهد آمد، حکومت و امارت زهر جانتان خواهد شد. مردم بلخاب چیزی برای از دست دادن ندارند، زیرا همهچیزشان را پیشاپیش غارت کردهاید. بین اقوام داخل بلخاب اختلاف نیاندازید. اقوام داخل بلخاب طبق نص صریح تاریخی بیش از ۸۰۰ سال است عاشقانه باهم زندگی کردهاند. تاجیک و هزاره و سید در آنجا بهعنوان مرید و مخلص هم زندگی کردهاند، طالبان منافق نباید بین این مردم اختلاف اندازد و مردم باید بدانند، حضور طالب در بلخاب باعث از دست رفتن اعتماد و عزتتان خواهد شد، بدین روی تفرقه نپذیرید، زیرا مولود نخست تفرقه طالب وداعش است. به جنگجویان بلخاب:به جنگ پیش رو به دیده تفریح و انتقام و ... نگاه نکنید. به بهانه و توسط جنگ با طالب دست به عقدهگشاییهای داخلی نزنید. زورگویی نکنید، قومگرایی نکنید، به مردم ستم و اجحاف روا ندارید. به سخنان تفرقهافکنانه اعتماد نکنید. جنگ یک دوره بسیار محدود است، وزندگی باهمی و مشترک بسیار طولانیمدت است. نباید با یک فعل موقت به حیات دائمی جامعه خود صدمه بزنید. جنگ بدترین کار ممکن جانداران است، بدان افتخار نکنید، اما اگر شرایط ایجاب کرد با بسیار قدرت و همگرایی آن را پیش ببرید. بدترین چیز داخل جنگ #معامله است، برخی در جنگ، جبهه را میفروشد، مردم را بیع میکنند، به مرگ اطفال و جوانان و پیران در اثر جنگ میخندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: پنجشنبه 2 تير 1401 ساعت: 5:36

صفحه بندی